بعضی وقتها صبح زود که از خواب ناز بيدار ميشم و از پنجره به بيرون نگاه ميکنم و هوای نيمه روشن رو که نويد يه روز سرد رو ميده ميبينم پيش خودم ميگم ای کاش ميتونستم تمام روز رو تو خونه بمونم و يه ليوان چای گرم رو همراه با مطالعه يه کتاب خوب بنوشم و بعدشم يه مطلب تو وبلاگم بنويسم