برف بي موقع
اين بارش برفم كه ما رو از كار و زندگي انداخت. چهارشنبه امتحان دارم تا اون موقع هم بايد گزارش كارش رو آماده كنم. ديروز كه خواستم برم كتابخونه اينقدر برف اومده بود كه از در پاركينگ كه رفتم بيرون خواستم برگردم گفتم خوب شايد فقط كوچه اينجوري لغزندست وارد خيابون اصلي كه بشم شهرداري محترم اوضاع رو رو به راه كرده! همينكه وارد خيابون اصلي شدم ديدم به به سر سر بازاريه. سرازيري رو نم نم رفتم پايين تا اينكه پيش خودم گفتم بابا بيخيال امتحان با اين وضعيت برم تو بزرگراه همون بلاي پارسال سرمون ميآد كه تا صبح تو ترافيك بزرگراه صدر مونديم خلاصه تصميم گرفتيم همين مسيري كه رفتيم رو برگرديم. چشمتون روز بد نبينه حالا مگه ميشه برگشت! اين سربالايي رو تا نصفه ميرفتيم ماشين از نفس ميافتاد همونجا ميمونديم. خيابونم خلوت كسي هم نبود به دادمون برسه. كلي با اين ماشين اسكي رفتيم. چند بار رفتم پايين تا ماشين دور بگيره سربالايي رو تا سر كوچه برسيم بقيش چون سطح صاف ميشد مشكلي نبود خلاصه بعد از چند بار بالا پايين رفتن با بدبختي ماشينو برديم تو پاركينگ.
حالا تو اين وضعيت اين رفيقمونم هي زنگ ميزنه ميره رو اعصاب ما. خونه خودشون بغل كتابخونست پياده 5 دقيقه راهه، به فكر من نيست كه.
امروز و فردا كه تعطيل رسمي اعلام شد. اميدوارم چهارشنبه هم تعطيل كنن اين امتحان ما هم بيافته يه روز ديگه وقت كنيم گزارشش رو تهيه كنيم. از اونجايي كه امتحانام همه پشت سر همه و طبق معمول در طول ترم هيچي نخوندم باز هم اميدوارم كه يه برف درست و درمون وسط اين امتحانامون بياد تا يكي دوتاش كنسل بشه.