16 آذر ماه
چند روزي بود اينجا سر نزده بودم، وبلاگ يكي خوندم كه تغييراتي كرده گفتم يه سر به اكانت خاك گرفتمون بزنيم ببينيم چه بلايي سرش اومده. (هيچ وقت وبلاگ نويسي اينقدر برام مهم نبود كه بخوام جدي بگيرمش واسه همينم دورهاي مينويسم يعني هر موقع حسش باشه! ولي در كل برام خيلي جالبه … بيشتر دوست دارم بخونم تا بنويسم)
امروز از اون روزاي سرده. دو روزه كه تهران داره بارون ميآد … طبق پيش بيني ها تا روز شنبه يعني فردا.
اين ترم ازون ترماي سخته درسيمه. اگر همه درسام رو پاس نكنم كارم خيلي سخت ميشه! بدجوري تو فشارم. حالا جالبيش اينه كه برخلاف اهميت درسام و فشرده بودن امتحانام زيادم درس نميخونم. هميشه وقتي استرسم زياده كمتر دل و دماغ درس خوندن دارم.
روزمرگي خستم كرده. همش منتظرم يك اتفاق جالب بيافته تا موتور زندگيم دوباره استارت بخوره. از يكنواختي بدم ميآد.
@1 year ago
me